پل چوبی - 1 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
یکشنبه, 19 تیر 1390 ساعت 12:00
فهرست مقاله
پل چوبی
1
همه مقالات

، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کار نبود. نجار به جای حصار، پلی چوبی روی نهر ساخته بود.

کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:«مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟» در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.

وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد. نجار گفت:«دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.»

 تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟

بین خودمون و چند نفر از عزیزامون حصار کشیدم؟



آخرین بروز رسانی در دوشنبه, 03 مرداد 1390 ساعت 07:41